بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
بي تو هيچم!!!























بي تو هيچم!!!

من _ تو =مرگ!!:((

 اين يارو مي خواد روي بچه ها ي تهرانو كم كنه!!!!D

نوشته شده در 18/3/1389ساعت 08:09 توسط JigMaL_TalA نظر(6) |

نوشته شده در 18/3/1389ساعت 08:05 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

( ادامه مطلب )


نوشته شده در 18/3/1389ساعت 08:04 توسط JigMaL_TalA نظر(1) |

اعتراض دختران.. ما شوهر می خواهیم!  (عکس)

نوشته شده در 18/3/1389ساعت 08:03 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

نوشته شده در 18/3/1389ساعت 08:01 توسط JigMaL_TalA نظر(1) |

نوشته شده در 18/3/1389ساعت 07:57 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

نوشته شده در 9/3/1389ساعت 09:25 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

شعر زیر را یکی از شاعر های خوب کشورمان که متاسفانه اسمشان را نمی دانم در یک جلسه با حضور آیت الله خامنه ای و  جمعی از دیگرشاعران قرائت کردند ؛به زبان طنز تصویر زیبایی از آدم های اطرافمان کشیدند.من فایل تصویری ای شعر خوانی را دیدم وتقریبا هر چی شاعر گفت نوشتم.من که بسیار لذت بردم امیدوارم شما هم همین طور.راستی اگر کسی نام این بنده خدا را می دونه  به منم بگه !

ای جماعت چطور حالتون

قربون اون فهم کمالاتتون

گردناتون پیش کسی خم نشه

از سر بنده سایتون کم نشه

راز و نیاز و بزرگیتون درست

حساب کتاب زندگیتون درست

باز یه هوا دلم گرفته امروز

جون شما دلم گرفته امروز

راست و حسینیش نمی دونم چرا

بین و بینیش نمی دونم چرا

فرقی دیگه نداره شهر و روستا

حال نمیدن مث قدیما روستا

شاهپرک ها به نیش مجهز شدن

غریب گزها هم آشنا گز شدن

شعرم اگر سست و شکسته بسته است

سرزنشم نکن دلم شکسته است

آدم دل شکسته بهش حرج نیست

شعر شکسته بسته بهش حرج نیست

تا که می افته دندونای شیری

روی سرت می شینه برف پیری

کمیسیون مرگ می شه تشکیل

درو میشن بزرگتر های فامیل

یه دفعه هم کلاسی ها پیر می شن

هم بازی ها پیر و زمین گیر می شن

رمق نمونده تا بریم صبح زود

پیاده تا امام زاده داوود

گذشت دوره ای که ما یکی بود

خدا و عشق آدما یکی بود

تو کوچه های غربی صناعت

عشقو گرفتن از شما جماعت

درسته دیگه تو شهر ما نیست

دلی که مث کاروانسرا نیست

یه چیزی می گم ایشاله دلخور نشین

قربون اون دل های ترک سرنشین

شهر بدون مرد شهر درده

قربون شکل ماه هر چی مرده

مردهای ده مرد های کاه و گندم

مردهای ده مرد های خان هشتم

مردهای پشت کوه مث خورشید

تو دلشون هزار جام جمشید

گیس و چپوق ها به پر شالشون

لشکر بچه ها به دنبالشون

بیل گلنگشون همیشه براق

قلیونشون براه و دماغشون چاق

صبح سحر پا می شن از رختخواب

یکسره روپان تا غروب آفتاب

چارتای رستم اند به قد و قامت

هیکلشون توپ تنشون سلامت

نبوده غیره گرده گلاشون

غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلامشون دعا،دعاشون روا

سلام و نون و عشقشون بی ریا

مردهای ناز دار مرد های شهرند

با خودشون همین قبیله قهرند

مردهای اخم و طعنه ی بی دلیل

مردهای سر شکسته زن ذلیل

مرد های دکترای حل جدول

مردهای نق نقوی لوس و تنبل

لعنت و نفرین می کنن به جاده

اگه برن چار قدم پیاده

مرهای خواب توی ساعت اداری

تازه دو ساعتم اضافه کاری

توی رگ هاشون می کشه تنوره

تری گلیسرید و قندو اوره

انگار آتیش گرفته ترمه هاشون

همیشه توی همه سگرمه هاشون

به زیر دست ترشی وعبوسی

به منشی اداره چاپلوسی

برای جستن از مزان شک ها

دایره المعارف کلک ها

بچه به دنیا میارن با نذور

اغلبشون یه دونه اونم به زور

پیش هم از عاطفه دم می زنن

پشت سر هم اما واسه هم میزنن

اینجا مهم فقط مقام و پسته

مرهای شهری کارشون درسته

مشتی حسن چای و سماورت کو

سینی باقالی گل پرت کو

ای به فدای ریخت و شکل و تیپت

بوی چپق نمی ده عطر تیپت

مشتی حسن قربون میز و فایلت

قربون رنگ گوشی مو بایلت

اونکه دهاتی و نجیبه مشتی

میون شهری ها غریب مشتی

قدیم ترا قاتله هم صفت داشت

دزد سر گردونه معرفت داشت

اون زمونا که نقل تربیت بود

آدم کشی یه جور معصیت بود

معنی نداره توی عصر سی دی

بزرگی و کوچکی و ریش سفیدی

مقاله ها پشت هم اندازیه

جناح و حزب و باند و خط بازیه

بس که به هر طرف ستادمون رفت

صراط مستقیم یادمون رفت

ارزشمون به طول و عرض میزه

چقر میزو صندلی عزیزه

تمتم فکرو ذکرمون همینه

که هیشکی پشت میزمون نشینه

یه عمره دودو زده چشم و چالت

که خش نیفته روی میز کارت

اونا که مرد و زن دعاگوشون بود

میز ریاست سر زانشون بود

بیا بشین که میز اگه وفا داشت

وفا به صاحبای قبل ما داشت

فقیه اگه بالای منبر می شست

معنی شان و رتبه یادشون بود

روی لبت خوبه تبسم باشه

دفتر کارت دلهای مردم باشه

مردها بدون میز هم عزیزن

رفوزه ها همیشه پشته میزن

خلاصه غصه اونقده درامه

که عید پیش دردمون زکامه

فتنه و دعوا سر نون مشتی

دوره آخرالزمون مشتی

جسارتا شعرم اگه همین بود

بقول خواجه خاطرم حزین بود

دعا کنید که حالمون خوب بشه

تا شعرمون یه ریزه مرغوب بشه

نوشته شده در 23/1/1389ساعت 08:33 توسط JigMaL_TalA نظر(4) |

گله می کرد ز مجنون لیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه های انسانی

که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست به جز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟

برده با دات کام و دات ارگ تو را؟

بهرت ایمیلی زدم بیشترک

جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است

به درک به درک گر غم من سنگین است

به درک گر رابطه مان خورده ترک

قطع آن هم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم

که به این رابطه ام بی میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن

همه را جای ok ،cancelکن

کن کامبیوتر را جانم

یار من باش ببین من onام

اگرت حرفی و بیغامی هست؟

روی کاغذ بنویس تو با دست

نامه یک حالت دیگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

خسته از fontو ز formatشده ام

دلخور از گردلی @شده ام

کرد replay به لیلی مجنون

که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هر چه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر بیش تو خواهم امد

هی هر ﺮﻮﺯ به تو سر خواهم زد

راست می گفتی تو عزیزم لیلی

دیگر نرسد از من ایمیلی

نامه ای mail نمودم بهرت

به امیدی که سر اید قهرﺖ

نوشته شده در 23/1/1389ساعت 08:25 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

اول از همه سلام..............بعدشم عيدتون مبارك ان شاالله صد تا عيد ديگه هم ببينيد!!!!! 

اين پست به نظر خودم خيلي جالبه حتما دانلودش كنيد!!!!!!البته بايد با هدفون گوش كنيد و صداي بلند... يادتون باشه هدفون يادتون نره!!!!!!!!!  

دانلود

نوشته شده در 3/1/1389ساعت 08:18 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

! قاصدک
در دل من همه کورند و کرند 
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ 
 که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟

( ادامه مطلب )


نوشته شده در 22/12/1388ساعت 08:52 توسط JigMaL_TalA نظر(2) |

دست من نیست گاهی وقتا روزم آفتابی نمیشه حتی با معجزه ی عشق آسمون آبی نمیشه دست من نیست گاهی وقتا تلخ و بی حوصله می شم بین ما بین من و تو من خودم فاصله می شم دست من نیست...دست من نیست یه شبایی باد و بارون میزنه به برگ و بارم اون شبا هوای آشتی حتی با خودم ندارم یه روزای ابر تیره منو میبره از اینجا می بره اونوره دیروز گم می شم اون دور دورا می دونم گاهی بلور قلبتو می شکنه حرفام صبر تو به سر رسیده از من و سرگشتگی هام با گذشت به من نگاه کن تو که می بینی چه تنهام رو نگردون از من ای خوب اگه بدترین دنیام وقتی که دور می شم از تو ای هوای مهربونی غمو تو چشات می بینم اما ای کاش که بدونی من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگی هام تو را از همیشه بیشتر بیشتر از همیشه می خوام فعلا باي...
نوشته شده در 22/12/1388ساعت 08:44 توسط JigMaL_TalA نظر(4) |

يکی بود يکی نبود يه عاشقی بود که يه روز بهت ميگفت دوستت داره آخ که دوستت داره هنوز دلم يه ديوونه شده واست ميازاره هنوز از دل ديوونه نترس آخ که دوستت داره هنوز وای که دوستت داره هنوز شب که ميشه به عشق تو غزل غزل صدا ميشم ترانه خون قصه ی تموم عاشقا ميشم گفتی که با وفا بشم سهم من از وفا تويی سهم من از خودم تويی سهم من از خدا تويی گفتی که دلتنگی نکن آخ مگه ميشه نازنين حال پريشون من و نديدی و بيا ببين شب که ميشه به عشق تو غزل غزل صدا ميشم ترانه خون قصه ی تموم عاشقا ميشم
نوشته شده در 15/12/1388ساعت 09:07 توسط JigMaL_TalA نظر(13) |

من خيلي وقت بود دنبال تيتراژ فيلم روزگار جواني بودم ... من خيلي كوچيك بودم اون فيلمو مي داد ولي من شعرشو حفظ بودم ... يه جورايي تجديد خاطره براي من كه بود خدا كنه براي شما هم باشه: 

مثل يك رنگين كمون هفت رنگ
سرگذشت زندگيمون رنگ رنگ

اي صميمي اي قديمي هم قطار
در دل شب شبنم عشقي بكار

شهر شب با مردم چشمك زنش
غصه هامو ريخته توي دامنش

ازدحام كوچه هاي بي كسي
پر شده از يك بغل دلواپسي

اين منم دلواپس بود و نبود
از غم اي كاش ها چشمم كبود

تا به كي از آرزوهامون جدا
با تو هستم ، با تو مستم ، اي خدا

بغچه عشقم هميشه باز باز
جا نمازم تشنه راز و نياز

همزبوني ها اگه شيرينتره
همدلي از همزبوني بهتره

نوشته شده در 15/12/1388ساعت 09:04 توسط JigMaL_TalA نظر(1) |

۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله عاشقانه را روزی۸۰۰ جای مختلف به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم ۱۰۰تای آن را۹۰روز روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم در ماه ۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم ۸ سوال من را ۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی .با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا دعوت کردم ۲ ساعت خواهــــش کردم یک بار گفتی: (((((( دوستت دارم ))))))
نوشته شده در 15/12/1388ساعت 09:03 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

اول سلام..........دوم خوبين؟؟؟؟؟ اميدوارم خوب باشين مي خوام تغييرات حسابي تو كل وبلاگم بدم...... چون داشت به سمت چرت شدن پيش مي رفت..... 

الان نزديك عيده منم وبلاگ تكوني مي كنم... 

فعلا خداحافظ تا برم به كارام برسم !!!!!!!

نوشته شده در 15/12/1388ساعت 08:43 توسط JigMaL_TalA نظر(0) |

         واقعا متشكرم كه نظر ميديم منو شرمنده مي كنين...هر وقت ميام يه چي بذارم بي خيال مي شم ميرم.... 

        يه بنده خدايي مي گفت دلم خوشه يكه .... ببخشيد اشتباه شد يه بنده خدايي مي گفتم دلم خوشه دونفر ميان بهم سر ميزنن... دمشون گرم ولي بقيه هم نميان و نظر نمي دن از جالب نبودن وبلاگ منه!!!! 

       اينو با تاخير البته گذاشته بودم مجبور شدم پاكش كنم!!!ا

Happy Valentines day


صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد

صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
  

 

خسته شدم ... اينقدر از اين جمله ها خوندم ولي دم بهشون وصله عاشق اين جمله هاام براتون ميذارم براي اونايي كه دوست دارن.............................................................................................................دوست دارن

نوشته شده در 1/12/1388ساعت 10:27 توسط JigMaL_TalA نظر(3) |

محاكمه عشق:

جلسه ي محاكمه عشق بود

و قاضيش عقل

و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه ي مغز شده بود

يعني فراموشي

قلب تقاضاي عفو عشق رو داشت

ولي همه ي اعضا مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفدار از عشق

آهاي چشم مگه نو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي !؟

اي گوش مگه تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صداش بودي ؟!

و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سوي اون بوديد !

حالا چرا اين جوري با اون مخالفت مي كنيد ؟

همه ي اعضا برگشتند و به نشانه ي اعتراض جلسه را ترك كردند .

تنها عقل و قلب در جلسه موندند

عقل گقت : ديدي قلب ، همه از عشق بيزارند !!!

ولي من متحيرم كه باوجوي كه عشق بيشتر از همه تو رو آزرده

چرا هنوز از اون حمايت مي كني ؟

قلب ناليد كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و

تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه ي قبل را تكرار

مي كند و فقط با عشق مي توانم يك قلب واقعي باشم .

" پس هميشه از اون حمايت مي كنم حتي اگر نابود شوم

نوشته شده در 16/11/1388ساعت 10:25 توسط JigMaL_TalA نظر(3) |

به: ژولیت
شماره نامه: 1238765
موضوع : درخواست عشق
خانم ژولیت عزیز،

بسیار خرسندم که به آگاهی شما برسانم که این جانب از تاریخ شنبه 14 اکتبر به عشق شما گرفتار شده ام

پیرو ملاقاتی که با هم در تاریخ 13 اکتبر در ساعت 3 بعد از ظهر داشتیم... من خودم را به عنوان یک عاشق سینه چاک به شما تقدیم می نمایم.

این علاقه نخست به مدت سه ماه به طور آزمایشی خواهد بود و به شرط سازش و تفاهم به صورت عشق دائم در خواهد آمد.

البته پس از تکمیل دوره آزمایشی،. به صورت کارآموزی قابل ادامه خواهد بود و انجام و ارائه ارزیابی این طرح منوط به ترفیع مقام از عاشق بودن به همسر بودن می باشد.

تمامی هزینه های متحمل شده برای خوردن قهوه و رفتن به گردش از ابتدا به طور مساوی به عهده هر دو طرف می باشد .

لهذا بسته به حسن خلق شما، شاید من سهم بیشتری از هزینه ها را به عهده بگیرم و مسلما من به اندازه کافی بلند نظر خواهم بود که بخشی از مخارجی که به حساب شما است را تامین کنم.

بدین وسیله تقاضا می کنم ظرف مدت 30 روز از دریافت این نامه نسبت به ارسال پاسخ مقتضی اقدام فرمایید. در غیر این صورت این درخواست خود به خود و بدون اخطار لغو خواهد گردید و اینجانب شخص دیگری را مد نظر قرار خواهم داد.

بسیار مشعوف خواهم شد در صورتی که خود مایل به قبول این پیشنهاد نیستید این نامه را برای خواهر خود ارسال نمایید.

با بهترین آرزوها برای شما
پیشاپیش از شما سپاسگزارم
ارادتمند
رومئو، مدیر کار گزینی

 

نوشته شده در 7/10/1388ساعت 10:07 توسط JigMaL_TalA نظر(7) |

http://img98.com/images/03rgm43ok49sq4w6ddq1.jpgديگه كم كم پسرا بايد مواظب باشن!!!!ديدي منحرف شدن بيا درستش كن!!!!!!!(البته بعضيا سو استفاده نكنن خواهشا!) 
نوشته شده در 23/8/1388ساعت 11:01 توسط JigMaL_TalA نظر(10) |


Design By : 2Khati